دكتر ناصر كاتوزيان و من
دكتر ناصر كاتوزيان و من
حسينقلي حسيني نژاد
اجازه بفرماييد كه اين “من” معرفي شود. من اهل اراك هستم; يعني استان مركزي، و تا حدود بيست و پنج پشت من درفراهان بوده اند، و كمكم از آنجا به اراك آمده اند. من در شهراراك كاتوزيان را ميديدم كه رئيس دادگاه بخش بود. دادگاه بخش در آن زمان از نظر صلاحيت كار تقليدي از دادگاه بخشفرانسه بود. علت هم اين بود كه بيشتر اصحاب حل و عقد درايران، فرهيخته فرهنگ فرانسه بودند.
من و كاتوزيان همديگررا در خيابان شهر گاهي از دور ميديديم، ولي آشنايي از روزي بود كه هر دو امتحان ورودي به دوره دكتري حقوق مدني را داده بوديم و ميخواستيم نتيجه را ببينيم. ديدم دكتر كاتوزيان نزد من آمد و پرسيد: شما چه نام داريد؟ گفتم: چاكر شما حسينينژاد. گفت: ميخواهم به شما تبريك بگويم، شما دراين امتحان ورودي اول شده ايد، ولي بايد بگويم كه گمان نميشود در اين خيل داوطلبان كسي باشد كه در امتحان بر من فايق آيد.
گفتم: اولا از آشنايي با شما بسيار شادم و اگر تاكنون تاخيري شده است به قول شاعر عرب “صروف الليالي و الجدود العواثر”. پرسيد: شما از كجا زبان فرانسه را چنان آموخته ايد كه در تفسير متون حقوقي آن همه مهارت داريد؟ گفتم: اگر اندكي تامل بفرماييد اين مشكل بر شما آسان ميشود.
ما در اراك زندگي ميكرديم. پدرم براي كارهاي خودگاهي سفري به تهران مي آمد و، چون من آخرين فرزند بودم، مرا هم با خود مي آورد. من شنيده بودم كه كتابفروشي مجاور مسجد شاه كتابهاي درسي فرانسه را به قيمت ارزان ميفروشد. پدرم به دنبال كارهاي خود ميرفت و فرزند، با اشتياق به جانب مسجد شاه ميشتافت و آنجا كتاب درسي فرانسه را ميخريد و دوره متوسطه اين كتابها را من ميخواندم و هر چه نامفهوم و جزء اصطلاحات زبان بود از فرهنگ لاروس يادميگرفتم، و درست مانند كسي بودم كه دوره متوسطه و دورهكارشناسي يا ليسانس در فرانسه خوانده; آن هم نه از روي تفنن بلكه با اشتياق كامل.
بديهي است كه شما گمان نميكرديد كهكسي حريف شما در دانستن زبان فرانسه بشود. ولي اگر از اين بحث بگذريم، هر دو همكاريم و من و شما قاضي هستيم و هردو بايد آنچه آموخته ايم در راه حل مشكلات جامعه بكوشيم. برخورد مقدماتي ما بدين جا خاتمه يافت، و من در دادگستري به رياست اداره حقوقي منصوب شدم و آقاي دكتر كاتوزيان به رياست يكي از شعب حقوقي.
كار علمي كاتوزيان
كاتوزيان در كار علمي خود دقيق و نكته سنج است. دوره حقوق مدني او، دوره حقوق مدني مصر سنهوري را به ياد مي آورد. سنهوري، مشاور حقوقي كشورهاي عربي است ويك دوره حقوق مدني مصر را تفسير كرده است، و در اينتفسير وي به تاريخ تحولات اجتماعي هر كشور و سوابق تاريخي بسياري از مسائل حقوقي و قوانين و قواعد ملل و سازمان ملل نظر داشته است. آنچه به اصطلاح از همه زيباتر است نثر دلاويز و انشاي عربي اوست، كه گويي اديبي دانا وهوشمند اين كتابها را نوشته است.
كتابهاي رايج در حوزه هاي درسي مانند لمعه و شرح لمعه و كفايه الاصول بيشتر با عباراتي پيچيده و اختصاري نوشته شده است، ولي حسن انشاي سنهوري در رسايي عبارت و رواني آن است. آقاي كاتوزيان نيز در آثار خود بدين ساده نويسي كاملا توجه داشته است وكتابهاي او براي دانشجويان دانشگاههاي كشور و مخصوص۱۳۸;دانشجويان حقوق، گنجينه اي از معارف حقوقي است و ميتواند با كتابهاي حقوقي ژوليه و كلن و كاپيتن دم از برابري زند.
قبل از كاتوزيان استاد فقيد دكتر حسن امامي هم قانون مدني ايران را در ۶ مجلد نوشته بود; آن هم براي قانون مدني آن عهد، راهنمايي ارزنده بود و دانشجويان حقوق مدني به همت اين استاد، كه امامت جمعه تهران را هم به عهده داشت، مرجعي داشتند.
داستان اعتذار
كساني كه با كتاب شيخ طريحي به نام مجمع البحرين سروكاردارند، ميدانند كه او بين اعتذار و تعذير فرقي قائل است. تعذير يا از معذر از كسي است كه ميداند عذر او صحتي ندارد و با اين حال آن را حجت كار خود ميكند، ولي اعتذار از كسي است كه براي عمل خود حجتي دارد; خواه ذهني و خواه واقعي.
جناب كاتوزيان مدتي با من همكاري ميكرد و بعد ديگر اثري از ايشان پيدا نشد و من از هر كسي نشاني از ايشان ميگرفتم يا نشاني نمييافتم يا مبهم ميگفتند در دانشگاه هستند. زماني از اين بينشاني گذشت. روزي ديدم كه ناگهان در اتاق باز شد. جناب كاتوزيان در آستانه در پيدا شد. به اواحترام كردم و ياد قول نظامي افتادم كه به حريف، عذر خواه ميگويد:
چه افتادت كه مهر از ما بريدي؟كدامين نازنين بر ما گزيدي ؟
گفت: من همان مردم كه مرا با نامه اي از تو از اداره حقوقي رانده اند و به همين جهت ترا ترك گفتم. امروز براي رونوشت گرفتن يكي از مدارك از پرونده استخدامي خود به كارگزيني دادگستري آمدم و در ميان پرونده ام به خط تو ديدم كه به جناب وزير دادگستري به تندي پرخاش كرده بودي كه چرا مرا (كاتوزيان) از اداره حقوقي منتقل كرده اند، و در پي اش نوشته بودي كه شما بار فتواي شرعي و عرفي ادارات دولتي را بردوش اداره حقوقي دادگستري ميگذاريد، و بهترين افراد آن را از اين اداره ميرانيد; و اين همه از كمال مروت مرد نيست. از نامه تو خجل شدم و گفتم حتما براي اعتذار بايد خدمت برسم. گفتم: همه اينها كه ميگويي صحيح، چرا در حق من اينگمان بردي؟ در هر حال عذر تو كاملا مقبول است و اگر اجازه بدهي من دست تو را ميبوسم. ولي ماجرا با روبوسي متقابل خاتمه يافت.
منبع : سایت اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران