به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، دكتر ناصر كاتوزيان، حقوقدان و مدرس دانشگاه در نشستي كه از سوي انجمن ايراني اخلاق در علوم و فناوري در مركز پژوهشي توسعه مديريت برگزار شد، با اشاره به رابطه حقوق و اخلاق تصريح كرد: رابطه حقوق و اخلاق در طول تاريخ دچار تحولاتي بوده است، چنان‌كه ابتدا بين اخلاق و حقوق هيچ تفاوتي قائل نبودند اما بعدها در اين مفهوم تجديدنظر شد و بيشتر علماي آزادي خواه به اين فكر افتادند كه قلمروي دولت محدود به اعمال بيروني مردم بوده لذا اين دو مقوله داراي مرزهايي مشخص شد.

وي افزود: پس از اين دوره دريافته‌اند كه آزادي كامل خود قيدي براي آزادي خواهد بود و زمينه‌هاي استثمار را فراهم مي‌آورد. به علاوه اين كه جنگ‌هاي جهاني اين نكته را ثابت كرد كه هر چه بر منافع دموكراسي‌خواهي تاكيد كنيم باز نمي‌توانيم ظلم را از بين ببريم، لذا به اين نتيجه رسيدند كه بايد اصولي وجود داشته باشد كه براي دموكراسي نيز ايجاد محدوديت كنند.

اين حقوقدان با بيان اين كه قواعد حقوقي نتيجه همين نهضت است، خاطرنشان كرد: ‌يكي از مهم‌ترين اين امر آن بود كه علما به اين نتيجه رسيدند كه اگر اخلاق را از كنار حقوق بردارند در واقع زيبايي و لطافت را برداشته‌اند و فقط از زور اطاعت شده است، لذا نهايتا منجر به قائل شدن به قابليت سوءاستفاده از حق خواهند شد.

وي در همين زمينه ادامه داد: اصلي بسيار مترقي در قانون اساسي وجود دارد، مبني بر اين كه هيچ كس حق ندارد حق خود را وسيله‌اي براي اضرار به غير يا لطمه زدن به منافع ديگران قرار دهد. متاسفانه از اين اصل استفاده چنداني نشده و در رويه‌هاي قضايي مد نظر قرار نگرفته است.

دكتر كاتوزيان در بيان آثار نزديك شدن اخلاق و حقوق گفت: يكي از مهم‌ترين آثار آن، ايجاد قواعد حقوقي است؛ دولت به عقيده من در برابر نيروهاي اجتماعي، مضطر است و قانون نتيجه غلبه نيرويي بر نيروهاي ديگر است، لذا دولتي كه مي‌خواهد قوانين‌اش را به خوبي اجرا كند ناچار است قواعد اخلاقي را رعايت كند و اگر رعايت نكند قواعد حقوقي نيز رعايت نخواهند شد.

وي اضافه كرد: تعديل حقوق يكي از ديگر آثار نزديكي اخلاق به حقوق است، در كنار قواعد حقوقي الزام‌آور دولت، حتي در حقوق‌هاي مذهبي قواعدي اخلاقي نيز وجود دارد كه اين قواعد حقوقي را تعديل مي‌كند؛ به طور مثال در نگاهي به آيه مربوط به قصاص در قرآن كريم مشاهده مي‌كنيد كه پس از قائل شدن اين حق براي اولياي دم يك مقتول، بحث گذشت از قصاص مطرح شده و خداوند گذشت را امري بهتر و برتر معرفي كرده است.

اين حقوقدان با بيان اين كه اگر اخلاق را از حقوق بگيريم كار حقوق لنگ مي‌شود، اظهار داشت: اخلاق در عرف حقوقي نيز دخالت دارد؛ نيروهاي اخلاقي مانع از تبديل عرف بد به قاعده حقوقي در جامعه مي‌شود و در نتيجه عرفي كه در رويه قضايي مد نظر قرار مي‌گيرد عرفي است كه اخلاق در آن نفوذ كرده باشد.

دكتر كاتوزيان در پاسخ به اين سوال كه چه ضرورتي به رعايت قواعد اخلاقي وجود دارد؟ گفت: راسل مي‌گويد مشكل انسان‌ها اين است كه طبيعت اجتماعي جزو طبيعت ذاتي و مطلق‌شان نيست، بلكه انسان هم وجود انزوا طلب و خودخواهانه دارد و هم محتاج به جامعه است.

وي در پايان اظهار داشت: بين احساسات ما و كنترل آن تضادي وجود دارد كه براي رفع آن، نياز به رعايت قواعد اخلاقي داريم. ميل به تعالي نيز يكي از احساسات ماست و لازمه رسيدن به آن رعايت قواعد اخلاقي است.

منبع : ایسنا