به نام خداوند جان و خرد
يكي از مواهب الهي كه دانشجويان زمان ما در سالهاي۱۳۴۰-۱۳۳۰ از آن برخوردار بودند، دسترسي آنان به استادان ”در غير اوقات درس” بود; به اين معني كه استادان بزرگ، هريك، جلسه هاي هفتگي داشتند كه در آن جلسه ها سخن ازمطالب گوناگون از جمله نكات و دقايق علمي به ميان مي امد، و دانشجويان از تجربه و علم مشايخ خود بهره مند ميگشتند، و رابطه نزديك ميان شاگرد و معلم موجب انگيزه در تحقيق و تتبع علمي ميشد، و جريان تعليم و تعلم را استوارتر ميساخت.

در آن زمان، مرحوم دكتر غلامحسين صديقي استاد جامعه شناس صبحهاي جمعه در منزل خود واقع در سرچشمه نشستي داشت كه در آن دانشجويان دوره دكتري و دانشياران به محضر او حضور مييافتند.

مرحوم محمود شهابي استاد فلسفه اسلامي و اصول فقه نيز در همان روزهاي جمعه درمنزل خود واقع در خيابان ايران بار عام ميداد، كه نه تنها دانشگاهيان بلكه برخي از طلاب و علماي حوزه به خدمت او مي رسيدند.

مرحوم سيد محمد مشكوه استاد تفسير و علوم قرآني شبهاي جمعه در منزل خود واقع در دو راه
امين حضور جلسه عمومي خود را با ذكر مصيبت حضرت ابيعبد الله حسينبن علي ـ عليه السلام ـ توام ميكرد، و به آن روحانيت و نورانيت خاصي ميبخشيد.

يكي از پررونقترين اين گونه جلسه ها جلسه شبهاي جمعه مرحوم دكتر موسي عميد رئيس دانشكده حقوق بود كه درمنزل او ـ واقع در خيابان هدايت ـ برگزار ميشد كه در آن مجلس علاوه بر دانشجويان دوره هاي عالي و دانشياران جوان، برخي از كساني كه سابقه تحصيلات حوزوي داشتند حضور مييافتند.

آن مرحوم كه به برخي از امور سياسي از جمله نمايندگي مجلس شوراي ملي آن زمان اشتغال داشت به علت سابقه طلبگي در نجف و تحصيلات عاليه در پاريس، همواره مايل بود كه با افرادي روبه رو شود تا با ياري آنان بتواند پلي ميان علم قديم و جديد برقرار نمايد. از اين جهت، از من و دوست ديرينم دكتر سيدعلي موسوي بهبهاني خواسته بود كه در هر جلسه يك موضوع ادبي و بلاغي و يا يك فرع فقهي عنوان كنيم و سپس آن را بر حاضران عرضه داريم تا از اظهار نظرهاي مختلف به يك نتيجه علمي برسيم.

حتي يكبار به من گفت كه اگر بدانم هفته ديگر در اين مجلس حضور مييابي از همشهري عربي دان خود، استاد هادي سينا، دعوت ميكنم تا از تبريز به تهران بيايد و شب جمعه ديگر را اختصاص به مباحث مشترك ميان علوم بلاغي و اصول فقه بدهيم و در مسائل علم معنيشناسي، بر پايه آنچه دانشمندان اسلامي همچون عبدالقاهر جرجاني و سعدالدين تفتازاني گفته اند با آنچه فيلسوفان غربي درباره رابطه ميان لفظ و معني آورده اند، بحث نماييم; و اين امر عملي شد و برخي از مباحث الفاظ همچون متواطي و مشكك و اشتراك لفظي و معنوي و خبر و انشاء و صدق و كذب قضيه در جلسه معهود مورد بحث و گفت وگو قرار گرفت، و استاد با اشراف بر اين جلسات ميزان هوش و ذكاوت و نيروي اجتهاد و استنباط نسل جوان را با محك آزمايش ميسنجيد و آينده درخشان علمي آنان را پيشبيني ميكرد.

از ميان حاضران آن مجلس بيشتر توجه و عنايت استاد به جواني معطوف بود كه همچون من تازه سه دهه از عمر خود را سپري ساخته بود كه او را «ناصر كاتوزيان» ميگفتند. استاد هرچند با من از جهت سابقه مشترك علوم حوزوي احساس سنخيت بيشتري ميكرد، ولي او را به عنوان يك دانشجوي برجسته خود ميشناخت و اميدوار بود كه او به مرحله اي رسدكه جاي استاد را بگيرد و همين هم شد.

زيرا من آخرين باري كه دكتر عميد را ديدم وقتي بود كه براي تدريس زبان فارسي به دانشگاه لندن دعوت شده بودم و در يكي از روزهاي آذر۱۳۴۰ براي خدا حافظي به دانشكده حقوق رفتم و با او كه دركنار استاد محمود شهابي و شيخ محمد سنگلجي و علي پاشا صالح نشسته بود، خداحافظي كردم و ديگر استاد را نديدم. زيرا در مدتي كه من در ايران نبودم او با سكته ناگهاني درگذشته بود.

همچنان كه او پيش بيني ميكرد ناصر كاتوزيان مراحل علمي را تا دكتري حقوق و مراتب عملي را در مشاغل مختلف دادگستري سريعا پيمود و در رشته خود فردي شاخص و شناخته گرديد تا بجايي كه رياست دانشكده حقوق به او محول شد.

از آنجا كه جاهل پروري و عالم ستيزي شيوه اي شناخته شده در كشور ما بوده، كاتوزيان عالم به مدت يازده سال از كاربركنار گرديد. هر چند شمار فراواني از دانشجويان از محضر پرفيض او
بي بهره ماندند، ولي اين بركناري يكي از الطاف خفيه الهي در حق او بود، زيرا او در اين مدت به استكمال نفس و بالابردن دانش و معلومات خود پرداخت و آثاري جاويدان به حقوقدانان و قانونگزاران كشور تقديم داشت.

به گفته طغرايي اصفهاني:
اصاله الراي صانتني عن الخطل و حليه الفضل زانتني لدي العطل
يعني:
راي استوارم نگه دارد ز حرف سرسري           زيور فضلم بيارايد گه بي زيوري

استاد دكتر ناصر كاتوزيان شمه اي از احوال خود را در اين زندگي نامه نگاشته و “شرح اين هجران و اين خون جگر” خود را بازگو كرده است. بر جوانان ماست كه اين استاد فرهيخته را اسوه و الگو قرار دهند و سيرت علمي و عملي او را در پيشچشم خود دارند. بايد اعتراف كرد استفاده اي كه نسل جوان از روش زندگي عالمانه او (كه همواره توام با شرافت و مناعت طبع و آزادگي و دين و مروت بوده) ميتوانند بكنند، كمتر ازبهره برداري آنان از كتابها و مقالات ارزشمند و گرانبهاي وي درمسائل حقوقي نيست.

چنآنكه اقران و همكاران وي ميگويند او نه تنها در صحنه علم و تحقيق همواره كوشا و ساعي بوده، بلكه در زمينه قضا و قضاوت و حكم و داوري هميشه از راستي و درستي و امانت و صداقت بركنار نبوده است. و در حقيقت بايد گفت كه او يكي از مصاديق بحق: “رجل قضي بالحق و هو يعلم الحق” بوده است.

“انجمن آثار و مفاخر فرهنگي” با بزرگداشت از اين استاد دانا وتوانا و قدرداني از خدمات علمي و فرهنگي او، دانشجويان ونسل جوان را فرا ميخواند تا بيش از پيش با اين بحر زخار آشنا شوند و روش علمي و عملي او را نصب عين خود قرار دهند و از خداوند بزرگ ميخواهد كه عمر پربار و بركت دكتر ناصركاتوزيان را طولانيتر گرداند. و هذا دعاء للبريه شامل. بمنه تعالي و كرمه.

مهدي محقق - رئيس هيات مديره
انجمن آثار و مفاخر فرهنگي